دارالذکر؛ از رنگ آبی تا سوءظن‌های بی‌سند

۱۶ آبان ۱۴۰۵، ۰۰:۱۳فرهنگ و هنر

در دیدار 3ساعته رضایی و پوتین چه گذشت؟
عکس

در روزهای اخیر، نورپردازی آبی رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی، در جوار مزار رهبرشهید انقلاب، موضوع برخی اظهارنظرها شده است

​​​​​​​در روزهای اخیر، نورپردازی آبی رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی، در جوار مزار رهبرشهید انقلاب، موضوع برخی اظهارنظرها شده است؛ تا آن‎جا که عده‌ای این رنگ را نماد صهیونیسم و آرامش ناشی از آن را القاکننده سازش با عاملان شهادت ایشان دانسته‌اند. حساسیت نسبت به نمادها، به‌ویژه در چنین مکانی، قابل درک است؛ اما آیا هر شباهت ظاهری، دلیلی بر اشتراک معنا و نیت است؟
نمادشناسی، حوزه‌ای مبتنی بر شناخت زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و روابط میان نشانه‌هاست، نه یافتن ارتباطی پنهان میان پدیده‌های ظاهراً مشابه. آبی لاجوردی و فیروزه‌ای، قرن‌ها پیش از شکل‌گیری صهیونیسم سیاسی، در هنر و معماری ایرانی‌اسلامی حضور داشته‌اند. مسجد گوهرشاد با بیش از شش قرن قدمت و کاشی‌کاری‌های حرم مطهر رضوی، گواهی روشن بر این پیشینه‌اند. آیا می‌توان صرفاً به دلیل استفاده از رنگ آبی در پرچم رژیم صهیونیستی، این میراث دیرپای تاریخی را به آن نسبت داد؟
نکته مهم در این میان، آن است که نمادها، مستقل از بستر حضورشان، معنایی ثابت و انحصاری ندارند. یک رنگ ممکن است در فرهنگ‌ها و موقعیت‌های مختلف، حامل معانی متفاوتی باشد. حتی اگر بپذیریم آبی با احساس آرامش پیوند دارد، نمی‌توان از این ویژگی، اراده‌ای برای القای سازش سیاسی را نتیجه گرفت. میان تأثیر احتمالی یک رنگ بر احساس مخاطب و تغییر نگرش و موضع سیاسی او، فاصله‌ای معنادار وجود دارد. نادیده گرفتن این تمایز، نمادشناسی را از ابزاری برای شناخت معنا، به بستری برای تولید برداشت‌های سلیقه‌ای و طرح اتهامات بی‌پشتوانه تبدیل می‌کند.
از سوی دیگر، معنای یک فضا را نیز نمی‌توان به رنگ نور آن فروکاست. در دارالذکر، در کنار روشنایی آبی و جلوه‌های معماری متناسب با آن، پرچم «یالثارات‌الحسین(ع)»، و حمایل‌های «خون‌خواه و جان‌فدا» خدام و گل‌های سرخ در کنار مزار نیز وجود دارد که نشانه‌هایی از سوگ، مظلومیت و پایداری‌اند. باید در نظر داشت که آرامش زائر هنگام قرائت فاتحه و یاد خدا، به معنای فراموشی جنایت یا چشم‌پوشی از عدالت‌خواهی تعریف نمی‌شود و اصولاً دو مفهوم آرامش معنوی و ایستادگی در برابر ظلم، تعارض ذاتی با یکدیگر ندارند.
اما مسئله مهم‌تر، پیامدهای اجتماعی رواج این شیوه داوری است. وقتی بدون سند، هر انتخاب هنری یا جزئیات محیطی را نشانه نفوذ دشمن معرفی کنیم، به‌تدریج مفهوم نفوذ را از دقت و اعتبار تهی می‌سازیم. چنین رویکردی، علاوه بر گسترش بی‌اعتمادی، حساسیت جامعه را از تهدیدهای واقعی به سوی نشانه‌های موهوم منحرف می‌کند و چه‌بسا تشخیص مصادیق حقیقی نفوذ را نیز دشوارتر می‌سازد.
اصرار بر پیوند دادن پدیده‌های نامرتبط به‌جای تحلیل مستدل و گفت‌وگوی منصفانه، می‌تواند نیروهای همدل را بر سر موضوعاتی فاقد مبنای معتبر، در برابر یکدیگر قرار دهد. حاصل این اختلافات -حتی اگر از سر دلسوزی آغاز شده باشند- چیزی جز فرسایش اعتماد و تضعیف انسجام ملی نیست؛ پیامدی که بی‌تردید با منافع دشمنان همسوست.
البته درباره زیبایی، تناسب یا تغییر احتمالی نورپردازی می‌توان از منظر کارشناسی گفت‌وگو کرد؛ اما میان نقد یک انتخاب بصری و نسبت دادن آن به پروژه سازش، فاصله‌ای قابل ملاحظه وجود دارد. پاسداشت حرمت مزار رهبر شهید و صیانت از آرمان‌های ایشان، بیش از تولید سوءظن‌های بی‌پشتوانه، به بصیرت، انصاف و حفظ همبستگی نیاز دارد و نباید اجازه داد حساسیت نسبت به نفوذ دشمن، خود به عاملی برای تحقق اهداف او بدل شود.

#رواق
منبع: روزنامه خراسان

اخبار مرتبط