ماندگار در «جاده جنگ»

به بهانه درگذشت منصور انوری، نویسنده خراسانی «جاده جنگ»، طولانی ترین رمان فارسی و برنده معتبرترین جوایز ادبی ایران همچون جلال، کتاب سال و قلم زرین، کارنامه اش را مرور کردیم
نویسندگی برای او تمام زندگی اش بود؛ مردی که سالهای طولانی از عمرش را صرف مطالعه، تحقیق و نوشتن کرد و بخش بزرگی از عمر و جوانی خود را پای نوشتن داستان گذاشت؛ آن هم نه داستان های عاشقانه که به قول امروزیها بفروش باشد و به همان سرعت که به شهرت می رسد، فراموش شود. منصور انوری روز گذشته پس از تحمل ماهها بیماری در 71 سالگی در مشهد در گذشت. او متولد سال ۱۳۳۴ در یکی از روستاهای تابعه نیشابور بود و فعالیت ادبیاش را از سال ۱۳۶۴ با انتشار داستان کوتاه «بیبیسی» آغاز کرد. او به سرعت متوجه این اصل مهم شد که رسالتش تولید آثاری ماندگار است. انوری در ادامه با نگارش آثاری در حوزههای تاریخی، اجتماعی و دینی، مسیر متفاوتی در داستاننویسی پیش گرفت. مجموعه ۱۲ جلدی «جاده جنگ» به عنوان طولانی ترین رمان فارسی، که قرار بود در ۲۴ جلد به پایان برسد و رمان ۱۲ جلدی او درباره واقعه عاشورا که هر دو ناتمام ماند ، حاصل سالها پژوهش و سختکوشیاش بود. به مناسبت درگذشت این نویسنده،با علیرضا مهرداد و حسن خسروی راد دوتن از نویسندگان شناخته شده خراسانی درباره زندگی، منش حرفهای و میراث ادبیاش گفتوگو کردهایم.
رؤیای روایت تاریخ در قالب رمان
علیرضا مهرداد، داستان نویس
استاد منصور انوری در میانههای دهه ۷۰ شمسی و در آستانه میانسالی، نوشتن را بهطور جدی آغاز کرد؛ هرچند ادبیات، داستان و شوق نوشتن از کودکی با زندگیاش همراه بود. او از همان سالها به کتابخانههای غنی خاندانش دسترسی داشت و تاریخ، بهویژه تاریخ دوران پهلوی، از کنجکاویهای جدیاش به شمار میرفت.
«جاده جنگ» مهمترین اثر زندهیاد منصور انوری است؛ رمانی که نوشتن آن به یکی از دغدغههای اصلی زندگی ادبی او تبدیل شد. ماجرا از آشنایی انوری با امام(ره) و انقلاب آغاز شد. همین آشنایی انگیزهای در او ایجاد کرد تا روزی روایتی داستانی از تاریخ ایران بنویسد. او سالها منتظر بود نویسندهای با چنین دغدغهای دست به قلم ببرد، اما این انتظار طولانی شد و سرانجام خودش برای برآورده کردن این آرزویش دست به کار شد.
انوری سال های زیادی بی هیچ چشمداشتی، به تحقیق و پژوهش درباره تاریخ ایران پرداخت و به مسیر خود ادامه داد، بعد از پژوهش های زیاد سرانجام نگارش «جاده جنگ» را آغاز کرد. حاصل این تلاش، انتشار این مجموعه در انتشارات سوره مهر بود؛ رمانی ۱۲ جلدی که روایت خود را از سوم شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم آغاز میکند.
«جاده جنگ» در ادامه توانست جوایز مهمی چون کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه جلال آلاحمد، قلم زرین و... را برای نویسندهاش به ارمغان بیاورد. منصور انوری با انتشار این اثر، نام خود را در تاریخ داستاننویسی ایران ماندگار کرد.
او روح و جسمش را لابه لای سطرها جا می گذاشت
حسن خسروی راد، نویسنده
منصور انوری تمام عمرش را وقف نوشتن کرد. او نویسندهای محقق بود و بیهیچ تعارفی میتوان گفت که در روزگار ما فرصتی طلایی برای ادبیات داستانی ایران به شمار میرفت. انوری در پنج دهه اخیر، نمونهای واقعی از نویسندهای سختکوش بود که نوشتن برایش بیش از آنکه به جوشش و الهام وابسته باشد، حاصل تلاش، مطالعه و انضباطی مداوم بود.
اگر بخواهیم در یک قرن اخیر، طولانیترین رمانهای ادبیات داستانی ایران را معرفی کنیم، بیتردید باید از آثار محمود دولتآبادی و مجموعه «جاده جنگ» منصور انوری نام ببریم. انوری ۱۲ جلد از این مجموعه را نوشته بود و قصد داشت آن را تا ۲۴ جلد ادامه دهد؛ اما متأسفانه این فرصت فراهم نشد و «جاده جنگ» ناتمام ماند. او همچنین نگارش رمانی ۱۲ جلدی درباره واقعه عاشورا را در دست داشت که این اثر نیز ناتمام ماند.
بسیاری از ما در کنار نویسندگی به مشاغل دیگری مشغولیم و برای برخی نیز نوشتن به فعالیتی تفننی تبدیل شده است؛ اما منصور انوری سالهای سال، روزانه حدود ۱۰ ساعت از وقت خود را صرف نوشتن و تحقیق میکرد. برای نگارش «جاده جنگ»، روزانه حدود هشت ساعت به مطالعه منابع تاریخی و فیشبرداری اختصاص میداد و دو ساعت باقیمانده را صرف تبدیل یافتههایش به روایت داستانی میکرد. او برای خلق این اثر، دهها هزار صفحه از منابع تاریخی ایران را مطالعه کرده بود.
شاید عدهای تصور کنند دیگر کسی حوصله خواندن رمانهای چندجلدی را ندارد، اما اهمیت چنین آثاری را نمیتوان فقط با سلیقه و حوصله مخاطبان امروز سنجید. این رمانها در جریان تاریخ داستاننویسی ماندگار میشوند و نویسندگانشان با نگاهی فراتر از زمانه خود، آثاری خلق میکنند که ممکن است ارزش و اهمیتشان در سالهای آینده بیش از امروز شناخته شود.
انوری منتظر نمیماند تا الهامی به سراغش بیاید و حالوهوای نوشتن پیدا کند. او با برنامهریزی و تمرکز، سراغ روایت داستانی وقایع تاریخی میرفت و در این مسیر سختکوشی کمنظیری داشت. منصور انوری روح و جسمش را لابهلای سطرهای آثارش گذاشته بود؛ گویی تمام زندگیاش را در نوشتن خلاصه کرده بود.
تمجید ویژه رهبر شهید از انوری
رهبر شهید انقلاب در یکی از دیدارهایشان با شاعران و نویسندگان، ضمن اشاره به ویژگی های رمان «جاده جنگ» فرمودند: یکی از محسنات رمان شما در نوشته های رمانی، کسانی که تبحر در کار نویسندگی رمان دارند،تبحرشان را در بیان جزئیات حوادث حساس نشان می دهند، مثلا دو نفر که عاشق و معشوقند که سی سال است همدیگر را ندیده اند و قرار است هم را ببینند؛ تشریح این لحظه ،جای هنرنمایی است ، بعضی از رمان ها را خوانده ایم که از این لحظه ها فرار می کنند و زود می گذرند؛ اما در رمان شما ، چند تا از این موارد وجود دارد که خیلی خوب جزئیات تشریح شده است.»
«منصور انوری» نیز در بیان خاطره ای از این دیدار در گفت و گو با یکی از رسانه ها گفته بود: در دیداری که با مقام معظم رهبری داشتم، ایشان از رمان «جاده جنگ» کاملاً اظهار رضایت فرمودند و در همین رابطه گفتند: «خیلیها شاعر هستند، اما زورکی شاعرند. خیلیها رماننویس هستند، اما زورکی رماننویس هستند، اما شما واقعاً و حقیقتاً رماننویس هستید.»
مطلب مرتبط
نگاهی گذرا به آثار انوری
قلب تپنده در «جاده جنگ»
جاده جنگ
کتاب «جاده جنگ» در بیش از دوازده جلد به قلم منصور انوری نوشته و منتشر شده است. روایت این کتاب از روز سوم شهریور 1320 و ماجرای هجوم روس ها به کشور از شمال شرقی خراسان به ایران و اشغال کشور توسط متفقین آغاز می شود و با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اتمام می رسد.موضوعات رمان «جاده جنگ» بر اساس واقعیات تاریخی شکل گرفته اند و گویای نیم قرن از حوادث تاریخ ایران اند. فضای اصلی این رمان هم کل کشور، به خصوص جاده شاهرود است که نقشی کلیدی در وقایع اصلی ابتدا و انتهای رمان دارد و به نوعی نمادی از جنگ بی پایان است.
از عشقاباد تا عشق آباد
این رمان بر اساس داستانی مستند از یک اتفاق در سال ۱۳۴۲ نوشته شده است. ماجرا ازاینقرار است که در آن سالها فرزند کوچک دبیر اول حزب کمونیست ترکمنستان فعلی ، دچار سرطان خون میشود و پدربزرگ این بچه که در دوران جنگ جهانی دوم در ایران سرباز بوده و با چشم خود شفای چند بیمار را در حرم امام هشتم(ع) میبیند، تصمیم میگیرد بچه را برای شفا به بارگاه امام رضا(ع) بیاورد. پدر بچه ، کمونیست است و بهشدت با ایده پدربزرگ مخالفت میکند تا این که پدربزرگ بچه را از بیمارستان ربوده و به مرز ایران میآیند و در ادامه راه برایشان اتفاقات زیادی میافتد.
برفراز آشیانه عنقا
کتاب «بر فراز آشیانه عنقا» یکی دیگر از آثار منصور انوری است. این کتاب در قالب رمان تهیه شده و به زندگی و مبارزات سردار شهید «محمود کاوه» پرداخته است.
در بخشی از این رمان خواندنی آمده است: محمود بسیار جوان بود، جوانتر از آنکه به ترفندها و افسونهای کهنه و کارکشته فتنه و فتنه گران آگاهی کامل داشته باشد؛ زیرا تسلط و اشراف به آن همه دسیسه و توطئه و نقشه های دقیق طراحی شده، مستلزم سن و سال بالا، تجربه و اطلاعات تئوریک فوق العاده بود. اما گویی این نسل، نسل بسیار جوانی که این کار عظیم را کرده بود و انقلاب بزرگی را به ثمر رسانیده بود و اکنون از آن محافظت می کرد، ویژگی هایی داشت که از راز و رمزی پیچیده و ماورای محاسبات معمولی نشئت می گرفت اما ....
قلب تپنده
رمان «قلب تپنده» اثر دیگری از منصور انوری است. او در این اثر نیز مانند بسیاری از دیگر آثارش، نگاه جدیدی به موضوع دفاع مقدس دارد. شروع داستان رمان از زمان دفاع مقدس است اما با فلاش بكهایی به سالهای قبل از انقلاب میرسد و به طور خلاصه موضوع آن به خانم دكتری اشاره دارد كه شوهرش شكنجهگر است و این خانم به تعویض قلب نیاز پیدا میكند که در نهایت قلب یك آزاده ایرانی كه به شهادت رسیده را به وی پیوند میزنند.



