مینگذاری در ذهن مردم

مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما، در یکی از تریبونهای شبانه تجمعات، اظهاراتی مطرح کرده که نسبت آن با اقتضائات امروز کشور روشن نیست
حسن روزیطلب، مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما، در یکی از تریبونهای شبانه تجمعات، اظهاراتی مطرح کرده که نسبت آن با اقتضائات امروز کشور روشن نیست. او که پس از حاشیههای عملکردش در جریان جنگ، از مسئولیت خود در صداوسیما کنار رفت، اکنون در شرایطی که تهدیدات دشمن افزایش یافته و کشور در معرض احتمال یک رویارویی نظامی دیگر قرار دارد، روایتی از تحولات سیاسی و تصمیمات مسئولان ارائه میکند که سه پیامد نگرانکننده دارد.
1 «تلاش برای قرار دادن تفاهم در نقطه مقابل انتقام خون رهبر شهید است». روزیطلب با صورتبندی این دوگانه، چنین القا میکند که پذیرش تفاهم به معنای فراموش کردن خونخواهی و عقبنشینی از انتقام است. این استدلال، مغالطاتی دارد که متاسفانه از خشم مقدس مردم سوءاستفاده کرده است. زیرا انتقام، پیش از آنکه یک شعار احساسی باشد، به قدرت، امکانات و آمادگی عملیاتی نیاز دارد. اتفاقاً تفاهمی که امکان فروش میلیونها بشکه نفت، ایجاد تنفس اقتصادی و بازسازی بخشی از ظرفیتهای دفاعی کشور را فراهم کرده، میتواند در خدمت تقویت همین قدرت برای انتقام باشد. فرماندهان نظامی و مسئولان کشور، بیش از هر فرد دیگری با الزامات و هزینههای یک رویارویی نظامی آشنا هستند. پرسش اینجاست، اگر قرار است انتقامی در کار باشد، چه کسانی جز همین فرماندهان، مسئولان و مردمی که پای کشور ایستادهاند، باید مقدمات آن را فراهم کنند؟ چرا باید تصمیمی را که با هدف افزایش توان ملی اتخاذ شده، به فراموشی انتقام تعبیر کرد؟ چنین ادبیاتی حتی با توصیه صریح رهبر انقلاب در تیرماه درباره حفظ اعتماد به مسئولان نیز در تعارض قرار میگیرد.
2 ادعای «تلاش عدهای در داخل ساختار قدرت برای برچیدن بساط ولایت فقیه» است. روزیطلب اگرچه نام و نشانی از این افراد ارائه نمیکند، اما وقتی پیش و پس از این ادعا، مجموعهای از مسئولان کشور را هدف حملات لفظی قرار میدهد، عملاً ذهن مخاطب را به سمت همان مسئولان هدایت میکند. این شیوه سخن گفتن، بدون ارائه سند و مصداق، چیزی جز کاشتن بذر سوءظن در افکار عمومی نیست. آن هم علیه مسئولانی که در همین شرایط، مسئولیت حفظ امنیت و دفاع از کشور را برعهده دارند. باید پرسید این اتهامزنیها دقیقاً چه کمکی به انسجام ملی و آمادگی جامعه برای مقابله با تهدید خارجی میکند؟
3 روایت «تلاش برای تغییر رئیس صداوسیما در هفته نخست جنگ با همراهی شورای رهبری است». روایتی که روزیطلب آن را در قالب سناریوی یک توطئه سازمانیافته از سوی عناصری در داخل ساختار قدرت روایت میکند. فارغ از صحت و سقم این ادعا، کنار هم قرار گرفتن سابقه خروج او از صداوسیما و طرح این روایت در شرایطی که زمزمههایی درباره تغییر مدیریت این سازمان مطرح است، این شائبه را ایجاد میکند که گویی هرگونه تغییر احتمالی در آینده باید از پیش بهعنوان توطئه و کودتا معرفی شود.
در سیاست، نقد تصمیمات مسئولان حق هر شهروند و صاحبنظری است اما نقد با اتهامزنی، تخریب اعتماد عمومی و سوءاستفاده از تریبون تجمعاتی که با هدف تقویت انسجام ملی برگزار شدهاند، تفاوتی اساسی دارد. در آستانه یک تهدید نظامی، تریبونهای تجمعات شبانه باید محل افزایش قدرت ملی باشد، نه میدان تسویهحسابهای شخصی و رقابتهای درونساختاری. دشمنی که تهدید نظامی را به بالاترین سطح رسانده، بیش از هر چیز از شکاف داخلی سود میبرد؛ نباید با ادبیاتی که بیاعتمادی تولید میکند، به این تهدید کمک کرد.



