کفنپوشان بلندگوی کدام جریاناند؟

چرا شعارهای بانوان حاشیه ساز علیه فرماندهان با روایت دشمن همصدا شده و این شعارها از کجا میآید؟
تجمع گروهی از بانوان کفنپوش مقابل ستادکل فرماندهی سپاه پاسداران، تازهترین حلقه از اقدامات بی منطق در شرایط فعلی است که پس از جنگ رمضان خبرساز شد. قبل از این نیز رواق کشوردوست در نزدیکی مقتل رهبر شهید برپا شده بود تا مردم برای عرض ارادت به آنجا بروند. به روایت برگزارکنندگان رواق، تحصن گروهی از بانوان موسوم به کفنپوش و شعارهای تندشان علیه مسئولان، کار را به تعطیلی رواق کشاند. چندی بعد، شعارهای تند علیه مسئولان در رواق دارالذکر حرم رضوی حاشیه دیگری آفرید. تازهترین صحنه هم تجمع مقابل ستاد کل نیروهای مسلح و قرائت بیانیهای تند علیه فرماندهان نظامی بود. از رواق کشوردوست تا مقابل ستاد کل، محل تجمع عوض شده، اما منطق اعتراض یکی است. هر بار بخشی از مسئولان کشور در جایگاه متهم مینشینند.پرسش این است که این جمع کفنپوشان چگونه به چنین تصویری از کشور رسیده اند؟ اگر شعارها و بیانیههای بانوان کفنپوش را کنار سخنان برخی چهرهها و محافل مدعی انقلابیگری بگذاریم، یک شباهت به چشم میآید. همان اتهامهایی که از تریبونها علیه رؤسای قوا و فرماندهان نظامی مطرح میشود، در تجمعات این گروه به شکل شعار و بیانیه ولی به صورت رادیکالتر تکرار میشود. این شباهت دو توضیح دارد. در خوشبینانهترین حالت، این بانوان آنقدر از چهرههای مورد اعتمادشان شنیدهاند که فلان تصمیم سازش است و فلان مسئول به رهبری خیانت کرده، که کمکم این اتهامها را واقعیت مسلم دانستهاند. وقتی کسی باور کند مسئولان کشور در میانه جنگ مشغول خیانتاند، طبیعی است که تجمع مقابل یک مرکز فرماندهی را هم وظیفه خود بداند. احتمال دیگر این است که گروهی سیاسی آگاهانه خبرها و تحلیلهای جهتدار در اختیار این جمع بگذارد و اعتراض آنها را به سمتی ببرد که برای خودش سود سیاسی دارد. این دو احتمال میتوانند همزمان درست باشند. یک تریبوندار بدگمانی میسازد و یک جریان سیاسی میتواند از همان بدگمانی برای بسیج معترضان و فشار بر مسئولان استفاده کند.
وقتی نمایندهای در میانه جنگ از آنتن صداو سیما میگوید با تفاهم، کشور را مستعمره کردهایم، مخاطب از این سخن چه برداشتی میکند؟ وقتی یکی از مدیران پیشین صداوسیما از تلاش عدهای برای برهمزدن ساختار ولایت فقیه حرف میزند و مصداق و سند روشنی پیش روی مردم نمیگذارد، ذهن مخاطب به کدام سو میرود؟ حالا به این دو، بیانیههای پیاپی یک طیف سیاسی علیه فرماندهان نظامی و مطالب فعالانی را اضافه کنید که مدام رؤسای قوا را سازشکار یا خائن میخوانند. در خوشبینانهترین فرض، این بانوان همین روایت را جدی گرفتهاند و بر مبنای تصویری مخدوش از وضعیت کشور دست به عمل میزنند.
فرض دیگر این است که جریانی سیاسی، عامدانه اطلاعات گزینشی و تحلیلهای جهتدار در اختیار این جمع میگذارد و از عواطف آنان برای فشار بر مسئولان و فرماندهان استفاده میکند. برای سنجش این فرض باید پرسید چه کسانی خبرها و تحلیلها را به این جمع میرسانند، فراخوانها را تنظیم میکنند و در تدوین بیانیهها نقش دارند.
قوه قضاییه در بررسی هر تخلف، باید دامنه رسیدگی را به رفتار افراد حاضر در تجمع محدود نکند. اگر شواهدی از هدایت یا استفاده ابزاری وجود دارد، سهم طراحان، سازماندهندگان و پشتیبانان احتمالی هم باید روشن شود. چه کسانی این تصور را ساخته و رواج دادهاند که دفاع از رهبری و کشور، از مسیر متهمکردن فرماندهان و مسئولان همان کشور میگذرد؟



