مهار جنگ از جاده پکن؟

مادامی که جنگ با شروط ایران به پایان برسد، برای ایران اهمیتی ندارد که کدام کشور نقش میانجی را بازی کند
وزارت امورخارجه چین با انتشار بیانیه ای از دیدار میان وزیر امور خارجه این کشور با علی باقری کنی معاون بین الملل شورای عالی امنیت ملی کشورمان خبر داد. بنابر این بیانیه، چین مایل است از مجموعهای از ابتکارات و پیشنهادهای ارائه شده توسط رئیس جمهور شی جین پینگ درمورد آرام کردن اوضاع در خاورمیانه حمایت کند و به همکاری با همه طرفها برای بازگرداندن صلح منطقهای ادامه دهد. طبق این بیانیه، باقری با بیان این که ایران مایل است با همه طرفها برای تلاش فعال درجهت صلح و ثبات منطقهای مذاکره کند، توضیح داد: «ایران از ابتکارات و پیشنهادهای ارائه شده توسط رئیس جمهور چین و موضع ثابت پکن در مورد حفظ چندجانبهگرایی قدردانی میکند و مشتاقانه منتظر است تا چین نقش مهمتری در صلح بینالمللی و منطقهای ایفا کند». همزمان با حضور باقری در پکن، سلطان عمان نیز برای اولین بار به چین سفر کرده است و این در حالی بود که به گزارش المیادین «یک مقام ارشد وزارت امور خارجه ایران در جلسه سه جانبه غیرعلنی که شامل وزرای امورخارجه چین و عمان، و همچنین سفیر ایران بود، شرکت کرد». در این گزارش آمده است: «سفر سلطان عمان به پکن صرفاً تشریفاتی نبود و روابط دوجانبه در درجه دوم اهمیت قرار داشت. اولویت این سفر، بحث درمورد میانجیگری جدید عمان بین تهران و واشنگتن با ضمانتهای کامل اقتصادی و امنیتی چین بود».

تبیینی بر نگاه ایران به مسیر پایان جنگ
برای درک نگاه ایران به وضعیت جنگ و فرایند تبادل پیام ها باید توجه داشت که دو جنگ اخیر در نگاه ایران صرفا آخرین نوع بروز و ظهور یک دشمنی ریشه دار حدودا نیم قرنی از سوی ایالات متحده است که با شکست او و متحد اصلی اش یعنی رژیم صهیونیستی همراه بوده است. در چنین شرایطی، ایران به عنوان پیروز این دو نبرد شرایط مدنظرش را به عنوان مفاد قرارداد پایانی این نبرد از کانال های مختلف اعلام کرده و حتی شروط ایران در تفاهم ۱۴ بندی اسلام آباد به امضای رئیس جمهور آمریکا نیز رسیده است؛ ولی با بدعهدی آمریکا اجرای آن روی زمین مانده است. به همین دلیل ایران از هر ابزاری شامل تنگه هرمز یا تداوم حملات حتی در جغرافیای فرامنطقه ای نیز برای تثبیت پیروزی اش بهره خواهد برد. لذا بدیهی است که در نگاه ایران مذاکره هسته ای یا هر موضوع دیگری غیر از پایان جنگ و تثبیت پیروزی، فاقد موضوعیت است و در این مسیر نیز مدل و کانال تبادل پیام، مادامی که منجر به پذیرش شروط ایران و پایان رسمی جنگ و محاصره شود، اهمیت ندارد. در چنین فضایی چه پاکستان، چه قطر، چه عمان، چه عراق و ... تفاوتی با هم ندارند. امکان ورود پکن به عنوان یکی از تضمین کنندگان تثبیت پیروزی ایران که بنابر شواهد موجود به عنوان ابتکار میانجی عمانی مطرح شده، با توجه به سفر باقری به چین موردتوجه طرف ایرانی نیز قرار گرفته است. به هر حال ورود چین به یکی از کانال های میانجیگری با توجه به وزن این کشور در روابط بین الملل و روابط راهبردی موجود، برای ایران جذابیت خاص خود را دارد و مسیر جدیدی است که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.
انگیزه چین برای ورود به فرایند میانجیگری
با توجه به ابعاد گسترده جنگ اخیر، احتمالا تمامی کشورهای جهان و به ویژه کشورهای واردکننده انرژی، انگیزه لازم برای تسهیل مسیر پایان جنگ را دارند و با توجه به این که چین بزرگترین واردکننده انرژی در سطح جهان است و بزرگترین مشتری نفت خلیجفارس نیز محسوب می شود، در ابعادی چندبرابری، این کشور را دارای این انگیزه می کند. از طرف دیگر، تداوم انسداد تنگه هرمز از سوی ایران در بازه طولانی مدت اثرات قابل توجه ثانویه بر صادرات چین خواهد داشت. به این طریق که کشورهای صادرکننده انرژی با کاهش درآمدهایشان توانایی واردات از چین را از دست می دهند و کشورهای واردکننده انرژی هم با افزایش هزینه ها ناگزیر به کاهش واردات از این کشور خواهند شد. غیر از ابعاد اقتصادی ماجرا، چینی ها ایران را مهمترین همکار خود در غرب آسیا می بینند که نقش مهمی در تضعیف آمریکا بازی کرده است و طبعا به سمت کاهش نفوذ آمریکا و تثبیت پیروزی ایران تمایل دارند؛ موضوعی که ورود چین را به کانال میانجیگری عمان برای ایران هم جذاب تر می کند. البته باید توجه کرد که تضامین محتمل پکن یا هر کشور دیگری به تنهایی برای ایران به عامل تثبیت بازدارندگی و دورکردن سایه جنگ تبدیل نخواهد شد. لذا به رغم آن چه برخی رسانه ها درباره امکان میزبانی چین از اورانیوم های غنی شده ایران بیان می کنند؛ مسئله هسته ای عملا از میز مذاکرات خارج است و همان طور که بارها از سوی مقامات ایرانی هم بیان شده است، با توجه به جنگ های اخیر، ایران نرمشی در بحث خروج مواد از کشور نشان نخواهد داد.



