زلزله ۲ تریلیون دلاری در والاستریت در پی جنگ علیه ایران

تشدید نگرانیها درباره جنگ ایران و افزایش قیمت نفت این پرسش را مطرح کرده که سرمایهگذاران تا چه زمانی حاضرند برای وعده سودهای آینده پول بپردازند؟
والاستریت در پایان اکتبر با پرسشی مواجه شد که میتواند مسیر رونق هوش مصنوعی را تغییر دهد: اگر شرکتهای بزرگ فناوری صدها میلیارد دلار برای توسعه این فناوری هزینه کنند، اما جریان نقدی آنها تحت فشار قرار گیرد، سرمایهگذاران تا چه زمانی حاضرند برای وعده سودهای آینده پول بپردازند؟ تشدید نگرانیها درباره جنگ ایران و افزایش قیمت نفت نیز این پرسش را از یک بحث تخصصی درباره ارزشگذاری سهام به مسئلهای در سطح اقتصاد کلان تبدیل کرده است.
بر اساس گزارش رویترز در ۳۰ اکتبر، شاخص نزدک ۱۰۰ در طول اکتبر بیش از ۵.۸ درصد افت کرد و بیش از ۲ تریلیون دلار از ارزش بازار آن در معرض حذف قرار گرفت. در معاملات جمعه نیز شاخص نزدک حدود ۳.۴ درصد پایین آمد و به ضعیفترین سطح خود در سه ماه رسید. سقوط سهام اینتل و نگرانی درباره هزینههای هوش مصنوعی، موج فروش را در بازار فناوری تشدید کرد.
قمار تریلیوندلاری آمریکا زیر آتش جنگ
نقطه حساس این بحران، فاصله میان هزینه سرمایهگذاری و بازدهی قابلاندازهگیری آن است. شرکتهای بزرگ فناوری برای ساخت مراکز داده، خرید تراشه، توسعه زیرساخت ابری و رقابت در بازار هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای سنگینی را در دستور کار قرار دادهاند؛ اما بازار دیگر صرفاً با شنیدن وعده رشد آینده قانع نمیشود.
نمونه برجسته این تغییر، آلفابت، شرکت مادر گوگل، است. سهام این شرکت در معاملات پنجشنبه ۱۲.۶ درصد سقوط کرد؛ افتی که رویترز آن را بزرگترین کاهش یکروزه درصدی سهام آلفابت توصیف کرد. نگرانیها از عملکرد ضعیفتر بخش تبلیغات جستوجو و افزایش هزینههای هوش مصنوعی، اعتماد سرمایهگذاران را تحت فشار قرار داد. سهام شرکت در روز بعد نیز کاهش یافت.
اینتل ضربه شدیدتری خورد. سهام این شرکت در ۳۰ اکتبر ۲۸.۶ درصد سقوط کرد؛ واکنشی به چشمانداز مالی ناامیدکننده و نگرانی درباره هزینههای بالا و ضعف تقاضا در بازار رایانههای شخصی. افت اینتل فقط مسئله یک شرکت نبود؛ این سقوط نشان داد سرمایهگذاران در شرایط کنونی حتی شرکتهای باسابقه صنعت تراشه را نیز از فشار انتظارات مالی معاف نمیکنند.
در آمازون نیز نگرانی از مصرف نقدینگی و هزینههای توسعه هوش مصنوعی افزایش یافته است. متا هم با برنامه جذب سرمایه ۹۷.۵ میلیارد دلاری، نگرانیهایی درباره تأمین مالی پروژههای بزرگ و احتمال رقیقشدن سهم سهامداران ایجاد کرده است. با این حال، تصویر یکدست نیست: رویترز گزارش داده که رشد خدمات ابری آمازون و عملکرد برخی دیگر از کسبوکارهای بزرگ فناوری همچنان نشانههایی از تقاضای قدرتمند ارائه میدهد. بنابراین مسئله اصلی، فقدان کامل درآمد نیست؛ بحث بر سر این است که آیا رشد درآمد با سرعت و مقیاس هزینهها تناسب دارد یا خیر.
رقابت تریلیوندلاری بر سر هوش مصنوعی
ابعاد سرمایهگذاری توضیح میدهد چرا کوچکترین تردید درباره بازدهی این فناوری میتواند بازار را متلاطم کند. برآورد نقلشده از جیپی مورگان نشان میدهد هزینه سرمایهای جهانی مرتبط با هوش مصنوعی ممکن است در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۰۰ میلیارد دلار برسد و مجموع سرمایهگذاری تا سال ۲۰۳۰ به ۵.۵ تریلیون دلار افزایش یابد. مورگان استنلی نیز پیشبینی کرده است که هزینه زیرساخت هوش مصنوعی در سال آینده از یک تریلیون دلار فراتر برود. این ارقام برآوردند، نه هزینههای تحققیافته یا سود تضمینشده.
این رقابت، غولهای فناوری را در موقعیتی دوگانه قرار داده است: کاهش هزینهها ممکن است آنها را از رقبایی که سریعتر زیرساخت میسازند عقب بیندازد؛ اما ادامه سرمایهگذاری بدون شواهد روشن از بازدهی، خطر فشار بر جریان نقدی، افزایش بدهی و کاهش جذابیت سهام را بیشتر میکند.
به همین دلیل، بازار در حال تغییر معیار ارزیابی شرکتهاست. تا همین اواخر، رشد ظرفیت هوش مصنوعی و وعده تسلط بر بازار آینده میتوانست توجیهی برای ارزشگذاریهای بالا باشد. اکنون پرسش سختتری مطرح است: این ظرفیت چه زمانی و با چه حاشیه سودی به درآمد واقعی تبدیل خواهد شد؟
نفت؛ شوک دوم به بازار فناوری
در همین مقطع، افزایش قیمت نفت فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است. نفت برنت در معاملات ۳۰ اکتبر، همزمان با نگرانی از تشدید جنگ ایران و خطر اختلال در عرضه، برای قرارداد دسامبر در قیمت ۱۱۷.۶۴ دلار در هر بشکه تسویه شد. قرارداد فعالتر ژانویه نیز به ۱۱۳.۴۳ دلار رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا در سطح ۱۰۴.۱۲ دلار بسته شد. برنت در مجموع اکتبر ۱۳.۶ درصد و نفت آمریکا ۱۵.۲ درصد افزایش قیمت داشتند.
اهمیت تنگه هرمز در این معادله، صرفاً به قیمت روز نفت محدود نیست. هر اختلال پایدار در عبور نفتکشها میتواند هزینه حملونقل و بیمه را افزایش دهد، عرضه را محدود کند و به موج تازهای از فشار تورمی دامن بزند. گزارش رویترز درباره بازار حملونقل انرژی نیز از افزایش شدید هزینه جابهجایی نفت و رشد حقبیمه ریسک حملونقل در پی حملات به کشتیها خبر داده است.
افزایش هزینه انرژی برای شرکتها و خانوارها، دست فدرال رزرو را نیز میبندد. اگر شوک نفتی به تورم پایدارتر تبدیل شود، کاهش نرخ بهره دشوارتر خواهد شد. در چنین شرایطی، تأمین مالی پروژههای بزرگ گرانتر میشود و ارزش فعلی سودهایی که شرکتها انتظار دارند در آینده به دست آورند، تحت فشار قرار میگیرد. این مسئله برای شرکتهایی که ارزشگذاری آنها به رشد بلندمدت وابسته است، اهمیت ویژهای دارد.
آزمون واقعی بازار تازه آغاز شده است
با این همه، سقوط سهام فناوری بهتنهایی ثابت نمیکند که حباب هوش مصنوعی ترکیده است. برخی شرکتها همچنان از تقاضای قوی و رشد کسبوکارهای ابری برخوردارند و بخشی از سرمایهگذاریهای انجامشده میتواند در سالهای آینده درآمدزا شود. آنچه تغییر کرده، میزان تحمل بازار در برابر هزینههای سنگین و بازدهی نامشخص است.
ترکیب دو بحران، اما خطر را افزایش میدهد: جنگ علیه ایران میتواند هزینه انرژی و سرمایه را بالا ببرد؛ همزمان، فشار بر جریان نقدی شرکتهای فناوری ممکن است آنها را به استقراض بیشتر یا تعدیل برنامههای سرمایهگذاری وادار کند. اگر این دو روند ادامه یابند، پیامدها از والاستریت فراتر خواهد رفت و میتواند بر سرمایهگذاری جهانی، بازار اعتبار و زنجیره تأمین فناوری اثر بگذارد.



