الگوی مدیریتی دبیر

کُشتی آزاد ما در مسابقات جهانی سوم شد؛ اما ورای این نتیجه چرا می گوییم هنوز معتقدیم برآیند کارنامه دبیر به عنوان رئیس فدراسیون مثبت است؟
برخلاف قهرمانی مقتدرانه کشتی فرنگی، کشتی آزاد ما که حساب ویژهای روی آن باز شده بود در مسابقات جهانی سوم شد؛ اما موج جدی انتقاد از دبیر زودتر شروع شد؛ یعنی درست از همان لحظهای که حسن یزدانی در رقابتی باورنکردنی برابر آرش یوشیدای ژاپنی تن به شکست داد؛ بعد از آن هم رحمان عموزاد بازی را به وازگن توانیان واگذار کرد و کامران قاسمپور هم در یکهشتم نهایی وزن ۸۶ کیلوگرم مغلوب رقیب شد. بهعنوان مثال یکی از رسانهها تیتر زده بود: «آقای دبیر، چه بلایی سر کشتی آزاد آوردی؟» و دیگر منتقدان هم بیدرنگ چوب حراج به تمام دستاوردهای چند سال اخیر دبیر در فدراسیون کشتی زدند طوری که انگار فراتر از یک نتیجه مقطعی، در روندی طولانی کشتی ما به سمت قهقرا میرود. اما آیا واقعاً کشتی روزگاری سیاه را سپری میکند یا ما بار دیگر در تله رایج حافظه کوتاهمدت و قضاوتهای کاریکاتوری گرفتار شدهایم؟

تمریناتی که پرحاشیه شدند
منصف باشیم؛ نقد فنی نه تنها مجاز، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است. تصاویری که در ماههای اخیر از اردوها به بیرون درز کرد، علامت سؤالهای بزرگی در ذهن کارشناسان نشاند: هل دادن همدیگر در مسیر تپههای خاکی، تمرینات طاقتفرسای استقامتی با چاشنی کول کردن حریف و ریکاوری بدوی با شلنگ آب در گوشه تشک. منتقدان به درستی حق دارند بپرسند که آیا این متدهای فرسایشی و نامتعارف، عامل اصلی خالی شدن ذخیره بدنی و بیرمقی ستارههای نامدار ما در دقایق پایانی تشک جهانی نبوده است؟ افزون بر این، درگیریهای کلامی مکرر دبیر با داوران و عوامل برگزاری مسابقات که گاه از سر تعصب بود اما نالازم، در کنار اما و اگرهای پرشائبه چرخه انتخابی وزن ۹۷ کیلوگرم میان یزدانی و آذرپیرا، همگی مصادیق بارزی از نقدهای اصیل، دقیق و فنی هستند که دبیر باید با فروتنی در برابر افکار عمومی پاسخگوی آنها باشد.
مدیریتی که قربانی شد
اما مشکل فقط چند نقد منطقی قبلی نیست. زیر پوست بخش زیادی از این هجمههای تند، یک خلط مبحث بزرگ و ریشهدار نهفته است: تسری دادن دوست نداشتن پرسونای فردی به کل کارنامه کاری دبیر. واقعیت بدون تعارف این است که بسیاری از ما به دلایل مختلف ادبیات، لحن، زبان بدن، خاستگاه سیاسی و سلوک شخصی علیرضا دبیر را دوست نداریم. برخی از ما به شیوه سخن گفتن او پشت تریبون نقد داریم و رفتار کلامیاش را برنمیتابیم. اما کدام متد علمی و وجدان منصفانه به ما اجازه میدهد ناهمخوانی با کاراکتر فردی یک مدیر را سند بطلان عملکرد ساختاریاش قلمداد کنیم؟
بیایید برای یک بار هم که شده خطکش انصاف را روی میز بگذاریم. در سرزمینی که ورزش نخست و پرهزینهاش، فوتبال، سالهاست به کارخانه شکست، تولید خشم جمعی، حواشی شرمآور و حسرت تکراری برای یک بازی تدارکاتی آبرومند بدل شده، کشتی به لطف مدیریت عملگرای همین رئیس، صاحب یکی از مدرنترین کمپهای ورزشی است که اطلاع از جزئیات امکاناتش ثابت میکند تمریناتی مثل تپهنوردی، نه مبنای مطلق آمادهسازی، بلکه بخشی از روند بوده و اگر قرار بود روشهای سنتی مبنا باشد چه نیازی به آن امکانات خوب بود؟ از طرفی همین روابط و امکاناتی که دبیر ایجاد کرده باعث شده بچههای کشتی با پروازهای خوب به مسابقات بروند و اردوهای استاندارد داشته باشند. کشتی ما طی چند وقت اخیر نتایجی تاریخی در ردههای نوجوانان، جوانان، امیدها و بزرگسالان گرفته و علاوه بر قهرمانی در آزاد شاهد پایان دادن به دههها ناکامی تاریخی در کشتی فرنگی بودیم.
دخالت در وظایف کادر فنی؟
درخصوص ورود رئیس فدراسیون به جزئیات فنی هم باید از تئوریهای انتزاعی فاصله گرفت. در زیستبوم کشتی ایران، خطکشیهای اتوکشیده مدیریتی جواب نداده و چون روسای فدراسیون همیشه کشتیگیر بودند در مسائل فنی ورودهایی داشتند. از قرار معلوم پژمان درستکار هم بهعنوان سرمربی نه با حضور رئیس فدراسیون در تمرین مشکلی دارد و نه این همکاری فنی در گذشته بینتیجه بوده؛ فرمولی که در عمده مسابقات بینالمللی چند سال اخیر بالاترین درصد بازدهی را نشان داد. در ماجرای اسطورهای چون حسن یزدانی هم افکار عمومی با یک پارادوکس خودساخته روبهروست: اگر فدراسیون به او مشاوره میداد تا پس از المپیک در اوج محبوبیت و با دستان بالا خداحافظی کند و کشتیگیر جوانی چون آذرپیرا را اعزام میکرد، آیا همین منتقدان فریاد واویلا سر نمیدادند که چرا حرمت قهرمان جهان را شکستید و حقش را در تشک انتخابی نادیده گرفتید؟ هرچند ای کاش خود حسن تصمیم میگرفت در زمان مناسب خداحافظی کند تا نه شاهد آن حواشی انتخابی باشیم نه شکست تلخ اخیر.
فرنگی را فراموش نکنیم!
واقعیت این است کشتی آزاد در این تورنمنت در چند وزن کمتر از حدانتظار ظاهر شد و تلخی این شکست بر کام همه ما نشست؛ اما کشتی فرنگی در همین فدراسیون قهرمان مقتدر جهان شد. پرسش از مدیریت فدراسیون، وظیفه ذاتی جامعه رسانهای است. اما کشتی، این سنگ صبور و پناهگاه عاطفی مردم در روزهای تلخ، با یک ناکامی دفن نمیشود. حق داریم نقد کنیم، اشکالات فنی را تا عمق تحلیل بشکافیم؛ اما حق نداریم سازهای را که در میان برهوت مدیریت ورزش کشور با آمار، مدال و زیرساخت بالا رفته، صرفاً به جرم اینکه از چهره یا لحن دبیر خوشمان نمیآید، ویران کنیم؛ یادمان باشد ویژگیهای شخصیتی دبیر نباید بهانه حمایت مطلق و چشم بسته از او باشد نه ابزار نقد غیرمنصفانه و حمله به کارنامهای که برآیند مثبتش را نمیتوان نادیده گرفت.



