غفلت دانشگاه از دوتار خراسان

گفتوگو با علی قمصری، نوازنده و پژوهشگر موسیقی، درباره غفلت دانشگاهها از موسیقی نواحی، بهویژه دوتار خراسان، و ضرورت ثبت و نتنگاری نغمههای این ساز
آوازه دوتار خراسان، سالهاست از مرزهای ایران عبور کرده وتعداد زیادی از مخاطبانش را شیفته صدای خود کرده است. البته این به معنای برطرف شدن همه مشکلات برای معرفی این میراث ماندگار نیست. شاید یکی از مهمترین موانع بر سر راه بهره برداری بیشتر از ظرفیتهای این ساز، غافل شدن از ضرورت و ظرفیت نتنگاری این موسیقی برای اجرای مقام های مختلف به وسیله سازهای دیگر و تدریس نشدن این ساز در دانشگاههای موسیقی است. همین کاستی، پرسشهایی جدی درباره موسیقی مقامی خراسان را پیش میکشد؛ ازجمله اینکه چگونه میتوان این گنجینه را از محدوده اجراهای بومی فراتر برد و به زبان مشترکی در حوزه موسیقی ایرانی تبدیل کرد؟ اینها بخشی از پرسشهایی است که علی قمصری، نوازنده و پژوهشگر شناختهشده موسیقی ایرانی، مدتی است در پی پاسخ به آنهاست. در سفر اخیر او به مشهد، در حاشیه نشست تخصصی موسیقی در آموزشگاه موسیقی عطار، درباره ظرفیتهای دوتار و موسیقی خراسان با او گفتوگو کردهایم.

جناب قمصری لطفاً برایمان درباره جایگاه دوتار خراسان در موسیقی ایران و همچنین دیدگاه خودتان درباره مقامهای این موسیقی توضیح دهید.
من تا همیشه شیفته موسیقی مقامی، موسیقی بومی و تنوع و رنگین بودن نغمههایش در هر گوشه از خراسان بزرگ هستم. شش سال قبل سفر تار ایرانی از قزوین شروع شد و از شهری به شهر دیگر میرفتم و زمانی که به خراسان رسیدم، این استان و موسیقیاش برای من تمامنشدنی بود و مدت زیادی در این دیار ماندم؛ به طوری که دوستانم به شوخی به من میگفتند نام این سفر را به «تار ایرانی خراسان» تغییر بده. دلیل این ماجرا هم شیفتگی من به این جغرافیا و موسیقیاش است. تاریخ این اقلیم و نقشش در ادبیات و هنر بسیار پررنگ است. عمق و تنوع هنر این جا بسیار زیاد است.
همیشه مانند هنرآموز، تحت تأثیر این مرز و بوم بودهام. در ماههای گذشته که ماههای تلخی هم بوده است، آن چیزی که من را سر پا نگه داشت، نگارش موسیقی مقامی خراسان بود. امیدوارم با این حرکت، این موسیقی قدم اولش را به سمت دانشگاهی شدن بردارد. منظور من از دانشگاهی شدن این موسیقی کنش درونزا، بدون خودباختگی و تأثیرپذیری از پایین به بالاست.
ما باید این هنر را همانگونه که هست و با همین اصالت بر اساس جغرافیا و نغمههایش نتنویسی کنیم و آن را به جهان معرفی کنیم.
شما جایی درباره جای خالی موسیقی مقامی در ردیفهای موسیقی ایرانی و همچنین لزوم نتنویسی این موسیقی سخن گفته بودید؛ لطفاً در این باره برایمان بگویید.
هر جایی در تاریخ ما که شیوه تدریس رودررو و سینهبهسینه و مکتبخانهای را نکوهش و شیوهای با معیارهای غربی را معرفی کردهاند، ما باختهایم؛ ولی هرجا شیوه تدریس با نگاه به اصالت های درونی کشور بوده، کشور ما در آن هنر و فرهنگ به بالندگی رسیده است. اکنون ما نیاز داریم که موسیقی اقواممان بر اساس شیوههای کلاسیک نیز نتنویسی و اجرا شود. منظور از موسیقی کلاسیک، موسیقی شناختهشده و قابل تدریس در دانشگاه است، اما با حفظ اصالت. من معتقدم یک نوازنده کمانچه، مثلاً در شهرکرد، باید بتواند موسیقی مقامی خراسان را بیاموزد و البته متکی به قوشمه و دوتار نباشد و با ساز اختصاصی خودش این کار را انجام دهد. ما در موسیقی دستگاهی ایران میتوانیم ردیف موسیقی خراسان داشته باشیم. اصلا به نظر من چرا ما نباید ردیف موسیقی همه نواحی کشور را داشته باشیم؟ برخی میگویند در موسیقی اقوام، برخی ظرایف وجود دارد که قابل اجرا در نتنویسی نیست، اما به نظر من هر نتی را میتوان تا حدود زیادی برای سازهای مختلف نوشت.
نتنویسی موسیقی مقامی خراسان را برای دیگر سازها تا چه حد انجام دادهاید؟
مدتی است که این کار را شروع کردهام و در ادامه این کار را با همراهی و لطف استادان بزرگ دوتار خراسان، با افتخار ادامه می دهم. به نظرم ما باید در دانشگاه موسیقی دوتار خراسان را داشته باشیم. جالب است بدانید که در کشور سوئد، رشته موسیقی بلوچستان به همت یکی از استادان ایرانی تأسیس شده است و این اتفاق خوشایند برای دوتار خراسان هم دور از دسترس نیست. شاید برخی مخالف نتنویسی موسیقی مقامی خراسان باشند و بگویند ذات این موسیقی تدریس آن به صورت سینه به سینه است اما من که به عنوان یک نوازنده، عاشق موسیقی مقامی خراسان هستم و امکان استفاده از محضر استادان دوتارنوازی را به صورت حضوری ندارم، چه گناهی کردهام که نتوانم این موسیقی را بیاموزم؟ نتنویسی، نه به صورت کامل، ولی تا حدود زیادی این فرصت را در اختیار من و بسیاری از نوازندگان دیگر میگذارد.
از طرفی وقتی این نتها را به صورت مکتوب داشته باشیم، اگر در هر اثری از بخشهایی از این موسیقی استفاده شد، به این منبع مکتوب نتنویسی اشاره میکنیم که این نت از کجا آمده و متعلق به کدام بخش از موسیقی مقامی خراسان است و با مکتوب شدن این نت ها این موضوع کاملا قابل اثبات است و بسیاری از سوءتفاهم ها در ساخت آثار برطرف می شود.
نمونههایی از تأثیرپذیری استادان بزرگ موسیقی ایرانی از دوتارنوازان خراسانی در موسیقی معاصر وجود دارد؟
بله ، در حال حاضر من می توانم به این مورد اشاره کنم که مقام «داد و بیداد» استاد علیزاده، به نظر من میتواند تاحدی تحت تأثیر اجرای حاج قربان سلیمانی در مقام نوایی بوده باشد. شب ، سکوت ، کویر استاد کلهر را می توان آیینه زیبایی برای موسیقی مقامی خراسان دانست ، تصنیف ای عاشقان استاد لطفی و .…
نت نویسی مقام های مختلف دوتار خراسان با مشارکت استادان دوتارنواز این خطه تا چه حد برای شما جدی است ؟
این کار برایم جزو مهمترین دغدغههاست، بهطوریکه در زمان جنگهای اخیر، درحالیکه صدای بمب بهوضوح به گوشم میرسید، من در حال نوشتن این نتها بودم. برای ادامه مسیر به مشورت استادان این رشته نیازمندم ودرآینده نزدیک نشست هایی با این استادان خواهم داشت.
آیا با این نوع از نتنویسی، بکر بودن موسیقی خراسان به خطر نمیافتد؟
به نظر من بکر بودن این موسیقی حفظ می شود. چون قرار نیست نتنویسی آموزش سینه به سینه را کنار بزند بلکه قرار است در کنار این نوع آموزش باشد و موسیقی مقامی خراسان را به سمتی ببرد که نوازندگان همه سازها بتوانند بر اساس این موسیقی بنوازند و نسل جدید هم در وسعت گستردهتری بتواند این مقامها را فرا بگیرد؛ هم به صورت سینهبهسینه و هم به وسیله نتنویسیها. دوتار به نظر من یک شیوه زندگی است و این شیوه جای آموزش در سطح بسیار گستردهای را دارد.



