خراسان آنلاین

سعدی در کتاب، رپ در کلاس!

۰۹ آبان ۱۴۰۵، ۰۰:۰۳کد خبر: 10382فرهنگ و هنر

سعدی در کتاب، رپ در کلاس!
عکس

نگاهی به ضعف محتوایی کتاب‌های ادبیات فارسی؛ وقتی مدرسه در معرفی گنجینه شعر و ادب به نسل جدید ناکام می‌ماند

در طول تجربه معلمی ام بارها برایم اتفاق افتاده وقتی از دانش‌آموز می‌خواهم شعری بخواند ، تعدادی از آن‎ها  به سراغ رپ می‌روند؛ سوال این‎جاست در این مواقع باید به انتخاب دانش‌آموز شک کنیم یا به محتوای به دور از جذابیت کتاب‌های درسی؟ نظام آموزش ادبیات ما سال‎هاست از زبان، ذائقه و جهان ذهنی نسل جدید فاصله گرفته و هنوز نتوانسته میان میراث ادبی گذشته و تجربه زیسته نوجوان امروز پیوندی برقرار کند. البته این موضوع فراتر از توضیح درچند سطر است.
​​​​​​​
 عقب افتادگی در کتاب های درسی ادبیات  

همین چند روز پیش بود که هنگام بررسی کتاب‌های درسی دهه‌های گذشته، به کتاب فارسی سال ۱۳۰۸ شمسی رسیدم. کنجکاو شدم بدانم حدود یک قرن پیش، چه محتوایی برای دانش‌آموزان دبستانی درنظر گرفته بودند.  در آن کتاب، از آداب زندگی، شعرهای سعدی، مثنوی مولانا و سه صفحه ضرب‌المثل استفاده شده بود. این کتاب با وجود آن‌که شعر معاصر را در دل خود نداشت، از نظر محتوای ادبی بسیار غنی بود. جالب این‌جاست که در آن دوره، جامعه هنوز در حال بیرون آمدن از بی‌سوادی بود، اما امروز با وجود توسعه آموزش عمومی، نسبت به حدود یک قرن پیش عقب افتاده است و می‌توان نقدهای جدی به محتوای کتاب‌های فارسی وارد کرد.مسئله اصلی این است که سیاست‌گذاران آموزش ادبیات باید گوش‌به‌زنگ باشند تا فاصله میان محتوای رسمی آموزش و ذائقه ادبی نسل جدید بیشتر از این نشود. قرار نیست با تغییر سلیقه نوجوانان، شعر کلاسیک را کنار بگذاریم یا رپ را جایگزین ادبیات کنیم.  مسئله، لاغر شدن محتوای ادبی کتاب‌های درسی است؛ کتاب‌هایی که در آن‌ها نه شاعران معاصر جایگاه مناسبی دارند و نه ظرفیت‌های ادبیات کلاسیک به‌درستی معرفی می‌شوند.
شاعران معاصر، پشت درهای مدرسه مانده‌اند
شاید این پرسش پیش بیاید که کدام شاعران معاصر از کتاب‌های درسی امروز جا مانده‌اند؟ من به‌عنوان یک معلم ادبیات ، هر سال با این کتاب‌ها سروکار دارم و به جرئت می‌گویم بسیاری از جریان‌سازان شعر معاصر فارسی در آن‌ها غایب‌اند. فروغ فرخزاد، احمد شاملو، سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث و نادر نادرپور از جمله شاعرانی هستند که آثارشان می‌تواند دریچه تازه‌ای به جهان شعر برای نوجوانان باز کند، اما جایگاه متناسبی در کتاب‌های ادبیات فارسی ندارند.
به نظر من، سیاست‌گذاران این حوزه نباید اجازه دهند نگاه‌های محدود و ایدئولوژیک بر انتخاب آثار ادبی سایه بیندازد.
ترانه؛ حلقه مفقوده آموزش ادبیات
علاوه بر غیاب بسیاری از شاعران معاصر، برخی قالب ها از جمله ترانه و محاوره که به زبان مردم امروز است، در کتاب وجود ندارند. نسل امروز بیش از آن‌که کتاب شعر بخواند، به ترانه و شعر رپ گوش می‌دهد. این واقعیت را نمی‌توان با نادیده گرفتن موسیقی و محصولات فرهنگی بیرون از مدرسه تغییر داد.
نکته مهم این جاست که کودکان و نوجوانان ما در معرض حجم گسترده‌ای از ترانه‌ها قرار دارند که الزاماً در تولید آن‌ها تناسب سنی مخاطب مورد توجه قرار نگرفته است.
ترانه و حتی شعررپ، اگر متناسب با ویژگی‌های سنی دانش‌آموزان انتخاب و در سرفصل کتاب ها گنجانده شوند، می‌توانند به ابزارهایی برای آموزش ادبیات، فرهنگ، آداب و... تبدیل شوند. چنین رویکردی کمک می‌کند کتاب‌های درسی از تحولات بازار موسیقی و سلیقه شنیداری نسل جدید عقب نمانند. البته هدف، تبدیل کلاس ادبیات به کلاس موسیقی نیست؛ هدف این است که دانش‌آموز بتواند میان یک متن ادبی ساختارمند و یک اثر صرفاً مصرفی تمایز بگذارد.
دستور زبان برای زندگی چه کاربردی دارد؟
مشکل کتاب‌های ادبیات فقط به انتخاب شعر و داستان محدود نمی‌شود. بخش دیگری از مسئله، کاربردی نبودن محتوای آموزشی است. برای کاربردی شدن ادبیات، باید تغییر نگرش دقیقی داشته باشیم. به‌عنوان مثال، کتاب‌های نگارش را گروهی از مؤلفان می‌نویسند، اما این پرسش وجود دارد که چند نفر از آن‌ها نویسندگان واقعی و اهل قلم هستند و تجربه عملی نوشتن دارند؟
از طرفی یکی از پرسش‌های پرتکرار دانش‌آموزان از من و همکارانم این است: دستور زبان با این سطح و شیوه‌ای که در کتاب‌های ادبیات تدریس می‌شود، به چه کار ما می‌آید؟ ریشه این پرسش را باید در ناتوانی نظام آموزشی برای نشان دادن کاربرد آموخته‌ها جست‌وجو کرد. دانش‌آموز باید بداند دستور زبان چگونه به درست نوشتن، بهتر حرف زدن، فهم دقیق‌تر متن و انتقال روشن‌تر اندیشه کمک می‌کند.
وقتی دانش‌آموز ارتباط میان آموخته‌هایش و زندگی واقعی را درک نمی‌کند، طبیعی است که انگیزه‌ای برای یادگیری آن نداشته باشد ودر کلاس ادبیات چرت بزند.
چرا نوجوان امروز با ادبیات  بیگانه است؟
ما برای صحبت با کودکانمان  بیرون از مدرسه، متناسب با سن و سال آن‌ها زبان و ادبیات خود را انتخاب می‌کنیم. پس چرا زبان کتاب‌های ادبیات تا این اندازه از سن، علاقه و تجربه زیسته دانش‌آموزان فاصله دارد؟اگر قرار است نوجوان با شعر هشتصد سال پیش ارتباط برقرار کند، ابتدا باید امکان کشف لذت شعر را برای او فراهم کنیم. این ارتباط با دستور دادن و اجبار شکل نمی‌گیرد؛ به انتخاب درست متن، آموزش جذاب و ایجاد فرصت تجربه ادبی نیاز دارد.
لهجه‌ها را از حاشیه به متن بیاوریم
نکته دیگری که در تدوین کتاب‌های درسی کمتر به آن توجه شده، تنوع زبانی و فرهنگی ایران است. جای لهجه‌ها و گویش‌های محلی در محتوای متناسب با مناطق مختلف کشور خالی است. برای مثال، در خراسان می‌توان بخشی از محتوای کتاب‌های ادبیات را به گویش، رسوم، فرهنگ‎ها و میراث دیگر این منطقه اختصاص داد. چنین اقدامی هم به حفظ خرده‌فرهنگ‌ها کمک می‌کند و هم به دانش‌آموز نشان می‌دهد ادبیات فقط محدود به زبان معیار و متون رسمی نیست.
درنهایت باید گفت وقتی دانش‌آموز در کلاس به جای شعر سعدی یا شاعران معاصر، شعر رپ می‌خواند، چرت می زند و... شاید به‌جای آن‌که از او بخواهیم شعر دیگری بخواند، بهتر باشد از خودمان بپرسیم چه کرده‌ایم که شعر در کتاب‌های درسی برای او به تجربه‌ای زنده و دوست‌داشتنی تبدیل نشده است. اگر همین امروز تغییرات اساسی در محتوای کتاب درسی را آغاز کنیم، شاید هشتاد سال دیگر بتوانیم نتیجه فرهنگی آن را ببینیم. آموزش ادبیات سرمایه‌گذاری بلندمدت است و نمی‌توان انتظار داشت با چند درس و چند شعر، نسلی علاقه‌مند به ادبیات تربیت شود.

#سعدی
منبع: روزنامه خراسان

اخبار مرتبط