رمزگشایی از ترفند ونس

نامه ونس به رضایی، در حالی که هر روز ترامپ، ایران را تهدید میکند، پرسشهایی را فراتر از احتمال ازسرگیری مذاکرات پیش کشیده است
دولت آمریکا و مشخصا ترامپ- ونس از طریق میانجیها در حال تلاش گسترده و فشرده برای توافق با ایران در روزهای باقی مانده منتهی به انتخابات میان دورهای هستند. آنها میخواهند توافق را خرج انتخابات کنند و اصرار دارند امتیاز هستهای نیز بخشی از توافق پیش از انتخابات باشد که مورد پذیرش تهران نیست. اکنون نیز نامه معاون رئیسجمهور آمریکا به دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان گمانه های زیادی را ایجاد کرده است . رسانههای آمریکایی این مکاتبه را تلاشی برای بازگشت به گفتوگوها با تأکید بر پرونده هستهای توصیف کردهاند. در مقابل، منابع ایرانی ضمن تأیید دریافت پیام، گمانهزنیها درباره محتوای آن را رد کردهاند. اگرچه متن نامه همچنان شفاف نیست، اما تغییر مخاطب ونس و روایت آمریکایی از دستورکار پیشنهادی، احتمال بهکارگیری دو ترفند ونس را مطرح میکند. نخست، بهرهبرداری از اختلافهای داخلی ایران از طریق برجستهسازی نام طرف مذاکره و دوم، جایگزینکردن شروط و مذاکرات جدید با اجرای تعهدات تفاهم اسلامآباد. آیا آمریکا برای اجرای آنچه پیشتر پذیرفته، قدمی برداشته است یا میخواهد با تغییر مخاطب و صورتمسئله، مذاکره را به نقطه صفر بازگرداند؟
ونس پیشتر با هیئت منتخب ایران مذاکره کرده و اکنون تغییر مخاطب مکاتبه، میتواند زمینه القای تفاوت میان مراکز تصمیمگیری یا ترجیح یک مسئول بر مسئول دیگر را فراهم کند. برخی واکنشهای فعالان سیاسی نشان داد که این اقدام، ظرفیت تبدیلشدن به موضوع رقابت و اختلاف داخلی را دارد. از این منظر، حتی اگر درباره نیت فرستنده نتوان با قطعیت داوری کرد، باید نسبت به کارکرد اختلافافکنانه این شیوه هوشیار بود. پاسخ روشن نیز این است که تعیین طرف مذاکره، ترکیب هیئت و حدود اختیارات آن، تصمیم حاکمیتی ایران است و با انتخاب مخاطب از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا تعیین نمیشود.
دوم، احتمال استفاده از این مکاتبه برای عبور از تعهدات تفاهم اسلامآباد است. ایران و آمریکا پیشتر مسیر مذاکره را پیموده و به چارچوبی شامل تعهدات مشخص رسیدهاند. بنابراین، نقطه آغاز هر پیام تازه باید تعیین تکلیف همان تعهدات باشد. اگر آمریکا بدون پاسخگویی درباره اجرانشدن تعهدات پیشین، مسائل تازهای درباره پرونده هستهای مطرح کند، عملاً میکوشد موضوع مذاکره را از «اجرای تفاهم» به «مذاکره دوباره بر سر تفاهم» تغییر دهد. در این صورت، آنچه آمریکا قبلاً پذیرفته، بار دیگر به امتیازی تبدیل میشود که ایران باید برای دریافت آن هزینه تازهای بپردازد.
مسئله، مخالفت با ادامه دیپلماسی نیست. مسئله جلوگیری از تبدیل دیپلماسی و مذاکره به چرخهای بیپایان از مذاکره، تفاهم، بدعهدی و بازگشت به نقطه صفر است. گفتوگو درباره موضوعاتی که در تفاهم قبلی پیشبینی شده، باید در همان چارچوب و با رعایت ترتیب تعهدات دنبال شود؛ نه اینکه تعهدات اجرانشده آمریکا کنار گذاشته شود و مطالبات جدید، جای آنها را بگیرد.
خلاصه آنکه تهران برای گفتوگو و مذاکره آمادگی دارد. با این حال، از منظر تهران، گفتوگو زمانی میتواند به نتیجه برسد که واشنگتن از مواضع غیرسازنده خود عقبنشینی کند و مطالبات و شروط اعلامی ایران را بپذیرد.
همانطور که ایران برای مقابله با تجاوز آمادگی خود را ایجاد و اعلام کرده، مسیر دیپلماسی نیز از نگاه تهران به تأمین منافع و تحقق مطالبات کشور گره خورده است.هر چند براساس اخبار رسیده به خبرنگار خراسان ایران قصد پاسخ دادن به نامه ونس را ندارد اما باید منتظر ماند و دید سرانجام این دور تازه از پالس های مذاکره چه خواهد شد.


