مشهد دیگر فرصتی برای آزمون و خطا در مدیریت آب ندارد

فرونشست دشت مشهد، سدهای کمآب و چاههایی که هر سال عمیقتر میشوند، هشداری است که دیگر نمیتوان آن را به فصل بعد موکول کرد؛ راهحل از کاهش مصرف کشاورزی و بازچرخانی پساب میگذرد، نه از انتقال آب از راه دور.
هر تابستان که میرسد، خبرهای آشنای کمآبی مشهد دوباره تیتر میشوند: حجم ذخیره سدهای دوستی و طرق زیر میانگین، افت فشار آب در محلههای مرتفع و توصیههای تکراری برای صرفهجویی. اما مسئله آب مشهد دیگر یک بحران فصلی نیست؛ یک ناترازی ساختاری است که سالها روی هم انباشته شده و حالا نشانههایش را در ترک دیوار خانهها و نشست زمین در حاشیه شهر میبینیم.
فرونشست؛ هزینهای که دیده نمیشود
دشت مشهد سالهاست جزو دشتهای ممنوعه از نظر برداشت آب زیرزمینی است. برداشت بیش از ظرفیت تغذیه سفرهها، زمین را آرامآرام پایین میبرد و این نشست، برخلاف قطعی آب، صدایی ندارد. خطوط ریلی، لولههای انتقال گاز و فاضلاب و حتی بناهای تاریخی، همگی در معرض آسیبی هستند که جبرانش بسیار گرانتر از پیشگیری است.
سهم کشاورزی را نمیتوان نادیده گرفت
بخش عمده آب مصرفی استان همچنان در کشاورزی و با روشهای کمبازده مصرف میشود. تا زمانی که الگوی کشت با اقلیم خشک خراسان هماهنگ نشود و آبیاری نوین از شعار به واقعیت نرسد، هر لیتر صرفهجویی شهروندان در حمام و آشپزخانه، در برابر هدررفت مزارع ناچیز خواهد بود. این به معنای مقصر دانستن کشاورز نیست؛ به معنای ضرورت حمایت هدفمند از او برای تغییر روش است.
پساب؛ منبعی که هنوز جدی گرفته نشده
تصفیه و بازچرخانی پساب شهری میتواند بخشی از نیاز صنعت و فضای سبز را تأمین کند و فشار را از روی سفرههای زیرزمینی بردارد. پروژههایی در این زمینه آغاز شده، اما سرعت اجرا با سرعت بحران همخوان نیست.
مشهد، با جمعیت ثابت و میلیونها زائر سالانه، شهری نیست که بتواند مدیریت آب را به تصمیمهای مقطعی بسپارد. آنچه امروز لازم است، یک برنامه شفاف و قابل پیگیری با اعداد روشن است؛ برنامهای که مردم بتوانند پیشرفتش را ببینند و بر آن نظارت کنند.


